تبليغاتX
چرکنویس های تنهایی ام
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
گریه های گم شده صدایم کردند

خسته ام!

          حتما تا به حال

هزار مرتبه این کلمه را

از دیگر ان شنیده ای!

          من از آنها خسته ترم!

           باورکن!

           پرده تمام پنجره ها را کشیده ام!

         می خواهم بنشینم و یک دل سیر، گریه کنم!

         این هم از فواید مخصوص زندگی من است،

          که دلم

  تنها با گوارش گریه سیر می شود!

ار گریه های بی گناه به این طرف،

تا دمی دیدگانم به سمت و سوی دریا رفت

صدایی از حوالی پلک هایم گفت:

"حالا می دانم که هیچ غمی غم آخر نخواهد بود!"

هوس کرده ام که این دل بی درمان را،

به دریای گریه بزنم!

هوس کرده ام دیده ام را،

به دیدار دریا ببرم!

باید حساب تمام بغض های فروخورده را روشن کنم!

حساب گریه های گم شده را...

خیالم راحت است!

خانه ما پر از دلایل دلتنگی ست!

در چهارچوب همین اینه ترک دار،

یک آسمان ابری پنهان است!

یا چشمهای منتظر ماردم،

که صدای زنگ مرا،

در میان هزار زنگ بی زمان می شناسد!

یا خستگی خواهرم...

البته جای تو هم، 

 در درگاه تمام گریه ها محفوظ است!

اخر قصه من و تو را دستهای عجول خودت نوشت!

هیچکس نمی توانست راه خیال تو را،

در عبور از خاطر من سد کند!

هیچکس نمی توانست راه زمزمه تو را،

در عبور از زبان من سد کند!

هیچکس نمی توانست...

( حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است

کسی ان استان بوسد که جان در استین دارد)

|+| نوشته شده توسط صدیقه در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 16:12 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com


قالب و كدهاي جاوا